دلنوشته زائر کربلا ۱۳۹۴ ؛ کربلایی معصومه میر بلوک

حضرت سید الشهداء (ع)  ازمن و تو راضی نخواهد شد ،
اگرحتی  هرسال برویم زیارت اربعین اش !!  اگرکه …

من کجا ! اربعین کجا ! رضایت بی قید و شرط و سریع پدرم کجا ! شنیده بودم ائمه اطهار(ع) عجیب کریم هستند! ولی چیزهایی که ازآنها درزندگی خود دیده ام ، هنوز مرا از بُهت کرامتشان بیرون نیاورده است !
و این آغازِ همه ی سرگردانی های من شد !
نمی دانم از زمانی که ثبت نام کردم شروع کنم!
یا نه از بدرقه ی دل شکستگی پدرومادرم که نوای کربلایی درکنارمزار شهدای شهرمان که محل آغازحرکت اتوبوس بود، را با حسرت  می شنیدند و اشک و بغض داشتند، بگویم !
یانه ! ازآن لحظاتی بگویم که لحظه به لحظه ، برروی تابلوی راهنما می خواندم که چقدرمسافت تانجف اشرف باقی است !
یانه ، عاطفه ها را ازمسیرنجف تاکربلا را شعله ورکنم !
یانه ، ازشب جمعه ی آنجا که همه ی اولیاء وانبیاء درحرم ذبح عظیم (ع) میهمان صاحبان عزا ، رحمه للعالمین حضرت رسول الله (ص) و حُجَجُ الحُجَج  امّ المومنین حضرت فاطمه زهرا (س) و نبآءالعظیم ، امیرالمومنین حضرت علی بن ابیطالب (ع) هستند ، بگویم !!!!
مدام تابلوها رامی نگریستم ، هرچه اتوبوس به تابلوی اعلان بعدی نزدیکترمی شد و به نجف اشرف نزدیکترمی شدیم ، بیشتردچار یک حس خوشحالی توآم با اضطراب داشتم ! ازآن اضطراب هایی که گویی آسمان می خواهد برقلب ات بیفتد !
قبلآ ازمقام امیرالمومنین حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) و ولایت عظیم اش ازکتب ، ازرسانه ها و.. شنیده بودم ، و باور نمی کردم ، که من !!!
به شهرنجف ، شهری که خاکش  هنوز برای آسمانیان،  عطرِ قدم های امیرالمؤمنین  مظهرالعجائب (ع) را به مشام می رساند ، نزدیک می شوم؟؟! یعنی من !!! دارم میروم کسی را زیارت کنم که مقامش از  ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر هم بالاتراست ؟؟؟!! عجب !!! مگرشدنی است که دارم می روم به زیارت نفس الرسول ، زیارت هم کفو زهرای بتول (ع) که خداوند دروصف  امیرالمومنین  حضرت علی (علیه السلام )  به رسول الله (ص) اطلاع داد که اگر امیرالمؤمنین (ع) نبود ، حضرت زهرای اطهر(س)  ،  تا روز قیامت بدون ِ همسرمی ماند و احدی نبود که لیاقت همسری فاطمه را داشته باشد ،.. !!!
اتوبوس نگه داشت ! گفتند ؛ رسیدیم به ،.. وااای ؛  خدااای من.. !!! ،… نج ؟؟؟ف !!!!!!!!! !
من کجا و نجف اشرف هستی کجا ؟؟؟!!!
از اتوبوس به شهر نجف که قدم گذاشتم ، حس کردم به سرزمین عجیبی وارد شدم ! سرزمینی که گرچه روی زمین است ، امّا روی زمین نیست،.. !! یک حسی که تابحال آنرا تجربه نکرده بودم !
خدای من ! من ِ روسیاه ، من ِ ناچیزو حقیر، میخواهد ولی الله روزقیامت را زیارت کند ! شاید باورتان نشود ، حتی الان که فکرش را می کنم ، نمیتوانم قبول کنم که من ! امیرالمؤمنینی که ولایتش بر۱۲۴۰۰۰ فرستاده خدا ، عرضه شد و آنها درباره او و ولایتش ، امتحان شدند، زیارت کرده ام ؟؟؟!!
مگرآن صحنه ی عجیب ازیادم می رود ؟؟؟؟؟!!!
برای زیارت حرم عظیم امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام )  ، آرام جان کوثرقرآن ، ازهتل خارج شدم ، و برای اولین بارقدم به حیاط عجیبش که گویی حس  میکردی نبض همه ی عالم را به دست دارد ، گذاشتم ! لحظات ِ واقعآ عجیبی بود برایم !! دسته های عزاداری گروه گروه ازنقاط مختلف جهان می آمدند و سینه زنی می کردند و بازدسته بعد ، گروه بعد ، کاروان بعد ، کشوربعد،… باشکوه ترین لحظات عالم را من باچشمان خودم دیدم !!!  ازابُهت  حقیقی صحن ایوان طلایش نمیتوان بدون ِ کمک اززهرایش ، چیزی گفت !! درعظمتش ، همین بس ، که  یگانه زهرای هستی (سلام الله علیها ) برایش جان می دهد!!    و اگریک گوشه ی نقل از صحن وسرای عجیبش را گرفتی ، دیگربیرون آمدن ازآن ، شق القمرمی خواهد تا بروی سرمطلب بعدی !!! ومن هرچه سعی میکنم می بینم ازکنترل و اراده ام خارج است که همانند آهن ربای فرا مغناطیسی درهمان صحن ایوان طلا گیرکرده ام ، و کسی نیست به دادم برسد و مرا از صحن جداکند و به سمت ضریح اش ببرد !!!

کاروانی یک دست باهمراهی مداح شان  فریاد می زدند ؛ “أشهدُ أَنَّ علیّآ ولی ّالله ” این شهادت را، به قدری زیبا ، به قدری زیبا  و آهنگین می خواندند کآنه فکرمی کردی زوّاری بودند که ازآسمان آمده بودند تا کنه و بطن حقیقت ِغدیر را برای اهل دل ، به اشتراک خشنودی زهرا خشنودی خداست ، بگذارند .. ! یاد یک اتفاقی ازرسول الله (ص)  افتادم که فرشتگان آسمان نیازبه قضاوت داشتند ومی خواستند که امیرالمؤمنین (ع) برود و میانشان قاضی شود !!!  / اینکه می گویم عجیب ! حقیقتآ عجیب بود!!!  چه لحظاتی راگذراندم من ! وقتی برای اولین بار صحن ایوان طلای امیرالمؤمنین حیدرزهرا (س)،  را دیدم !  یعنی شما می گویید واقعآ آن صحن ، که روبرویم قرارداشت ،  همسرزهرای اطهر(س) بود ؟؟! اگر باورنکردید اشکالی ندارد ! چون خودمم باورنمی کنم !!! آخرمگرشدنی است ؟؟؟؟!! نه !!! فکرکنم تا نمیرم و به چشم خودم نبینم که  به زیارت چه شخصی درعالم هستی رفته ام، همچنان خودم ، زیارت خودم را انکارخواهم کرد!!! کمی جابه جا شدم  یک دفعه گویی عرش برزمین افتاده باشد چشمانم به تکه ای ازضریح اش افتاد! مثل دیوانه های زخمی که تازه به علاج دردخود رسیده باشد  رو به ضریح عجیبش خم شدم وسلام دادم ! باورم نمی شود ! یعنی شما هم می گویید ، من ازنزدیک به امیرالمؤمنین سلام کردم ؟؟؟!! کاش بنویسم که یادم بماند اینها خواب نبود ،.. بعد از آنکه عرض کردم ؛  “السلام علیک یاامیرالمؤمنین (ع) ، حبّل المتین ، امام المتقین ، نبآء العظیم ، مظهرالعجائب ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ( علیه السلام )”  رو ضریح  به مولاترین مولای هستی سؤال کردم ؛ وااااااای !!! شما همان امیرالمومنینی هستی که رسول الله درروز غدیر دستانش رابلند کرد و اسلام کامل شد ؟؟! همان اسد حیدرکرار، همان ،..  یعنی  این همان امیرالمؤمنینی بود که دلیل عظیم قیام حضرت سید الشهداء (علیه السلام ) بود؟!
آخرمی دانی ازکجا شروع شد؟!! علت قیام امام حسین (ع) را می گویم ! آه !! ازغربت امیرالمومنین و امُّ المومنین ، یعنی یگانه حضرت علی بن ابیطالب (ع) و یگانه کوثرقرآن شروع شد !  چه ربطی به حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین حضرت علی (ع) دارد؟؟! آه ، ..! مگر نمی دانی ؟؟؟!! همه ی  بدبختی ها و مصیبت های عالم اسلام ، ازقدرنشناسی و بی معرفتی و بی وفایی به حضرت زهرای اطهر(س) ، نشآت گرفته و گذشته و حال و آیندگان را طوری در بدبختی خود فرو برده است که نفهمیدیم که اینقدربدبخت شده ایم ! اوج تیره بختی است که انسان سیاه بخت ، نفهمد همه ی بشریت درتمام زمان ها و مکان ها ، نسبت به خشنودی حضرت زهرا (س) باید ادای دین کند ، وقتی رسول الله (ص) فرمودند ؛ فاطمه جان ! تا تو ازکسی خشنود نشوی ، خداوند نیز خشنود نخواهد شد !!!
وقتی دستان ِامیرالمومنین(ع) که خداوند متعال به وسیله ی رسول الله (ص) درغدیر بالا برد ، در مقابل چشمان زهرای اطهر(س) بستند ،… همان موقع دست اسیری زینب بسته شد ! زینبی که تنها عقیله العرب بنی هاشم است و ما با بی مسولیّتی ها و شادی های زودگذرکودکانه ، کاررا به جایی رسانده ایم که امام زمان (عج) روزی دوبار ، صبح و شام ، برای مصیبت جدّ غریبشان حضرت سید الشهداء (علیه السلام) خون گریه میکنند  و ما همگی مقصریم که برای ظهورش آنقدراهل و یار نشدیم که حضرت هر روز باید سربریده ی امام حسین (ع) را به روی نی ،  مقابل چشمان زینب ببیند و ازما درخواست کند که ؛ خدا را به حق ِ عمه ام زینب (س) قسم بدهید و برای فرجم زیاد دعا کنید !
مولای ما ! یا صاحب الزمان (عج) !  دیر نباشد لحظه ای را که کنارخانه خدا ، ندای “ألا یا اهل عالم !” را سرمی دهی  ، ومی فرمایی ؛ “إنی جدی الحسین قتلوهُ عطشانا ،..”  و مگرمی شود کسی که نسبت به رضایت مادرت حضرت زهرا (س) و تبلیغ نظری و عملی و فردی و اجتماعی و مالی و… در راه  جدّت امیرالمومنین حضرت علی « علیه السلام » قدمی بردارد اما از یاران باوفای تو جا بماند؟؟؟!! که کسی اگربه امیرفاطمه وفا کرد ،.. حق ّخشنودی حضرت زهرای اطهر (س) را با نمره ی ۲۰ ادا کرد…

•  روبرویم ، ایوان طلای امیرالمؤمنین (ع) بود ، سمت راست ، قافله قافله کاروان عشق ، می آمدند ؛ سینه زنی می کردند و فریاد ” یاعلی ”  که برمی آوردند، حس می کردم آسمان دارد به شیرخدا ، تعظیم می کند ! سمتِ چپ خود، دسته ای ایرانی آمده بودند، مداح آن گروه با آن سن جوانی ای که داشت ، بسیار زیبا و علیم در وصف امیرالمؤمنین (ع)  مدح می کرد و بقیه گروه متواضعانه همراهی اش می کردند ! غیرقابل وصف است زیبایی آنچه  که من ، با چشمانم می دیدم و غیرقابل وصف تر، خشنودی حضرت زهرا(س) است که عالم را ” کن فیکون ” خواهد کرد …
•   دسته ی عزا ، بعد ازسینه زنی و حال عجیبی که حتی به آسمانیان منتقل کرده بودند ،  همچنان که به جهت ِ ضریح می نگریستند ؛
•   با صدای بلند سوال کردند : ” یا امیرالمؤمنین علی (ع) ! إذن می دهی برویم کربلا ؟؟؟!! ”
•  و این زیبا ترین  ! با وقارترین ! باشکوه ترین !  باصفا ترین ! مؤدبانه ترین ! و ولایی ترین  لحظه ای بود که درتمام طول عمرم ، دیدم این  در دام عشق مولا گرفتارشدگان ،  نسبت به مقام عظمی امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب (ع) ، اینطور رسم ادب به جا می آورند؟؟؟!!!
ومن هنوز  بُهت زده درآنجا ایستاده بودم و نظاره گر اکسیرعشق مولا،  که زمین وزمان را دیوانه کرده بود ،..
وقتی به غدیر فاطمه زهرا (س) بی حرمتی کردند ، و نگذاشتند تا امیرفاطمه برعالم امیرشود ، خبرنداشتند حضرت فاطمه (س)  به تنهایی ، برای تنهایی مولا کافیست واگراو مدافع ارشد امیرغدیر باشد ،  چنان کاسه کوزه ی اهل دنیا را بهم می ریزد تا حتی قبرمخفی فاطمه زهرا (س) ، همه ی مدعیان را تا ابد ،.. سؤال پیچ دادگاه وجدان تاریخ ، کند که شما لعین شدگان رسول الله (ص) ،  باعث ِمخفی شدن مزارِ یگانه زهرایی شدید که تنها کوثرقرآن است ، آنهم فاطمه ای که مدّت ها دربسترافتاده بود و فی البداهه وبه مرگ طبیعی ازدنیا رحلت نکرد،..؟؟؟!! که تاریخ بفهمد دشمن اختصاصی  فاطمه هستید تا جائی که حتی فرصت جبران ازشما گرفته شد ، ولی ما شیعیان فرصت جبران داریم که نسبت به رابطه ی خشم وخشنودی خداوند متعال  با خشم وخشنودی فاطمه زهرا(س) ادای دین کنیم ! که با  عَلَم کردن ولایت امیرالمومنین (ع) ، حبل المتین عالم اسلام ،  یگانه مظهرالعجائب هستی ، راهی بسوی  نشان دادن مظلومیّت زهرای اطهر (س ) بازکرده باشیم که اگرقبرش ازما مخفی است یعنی تو ای شیعه ی من !  اگرهمانند سلمان شیعه ی من باشی ، تو را باخشنودی ام به جائی خواهم برد که ( تو هم شبیه مِنّا اهل البیت سلمان ما شوی !!!)  ولایت عظیم همسرم امیرالمومنین را به گوش تمام هندوها ، ارمنی ها ؛ بت پرستان و.. درسراسرعالم برسان تا حساب شما راازخلفا جداکنم ! باید حتی آن هندو هایی که بت بپرست هستند امّا ،  درروزعاشورای حسینم ، عزای عمومی برقرارمی کنند ، وآتش روشن کرده و به عنوان عزاداری برروی  آن راه می روند را آگاه کنید که همسرم” أ شهدأن َّ علیّآ ولی الله ” وصیّ و جانشین وخلیفه و برادر و نفس آن ” محمدآ رسول الله ” ای است که برای ادا کردن  “لااله الاالله” ، یکی پدرم شد ویکی شوهرم ، و تا شما شیعیان  حق ِ هردو را ادا نکنید ،.. زود باشد که شکایت  هرلحظه مضطرشدن مهدی ام دراثر بی مسولیّتی تان ، را به خدا ببرم ،.. !!
آدم رااگرعاقل باشد دیوانه خواهدکرد ! وقتی بدانی که حضرت امام حسین (ع) فرمود: من برای امربه معروف ونهی ازمنکرو اصلاح امت جدّم و راه وروش پدرم علی بن ابیطالب قیام کردم .. و عقلت  به رسم ادب دیوانه خواهد شد وقتی بفهمی بزرگترین معروف درعالم ولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب«علیه السلام » است، همان که حقیقت ولایی عظیم اش  به تمام انبیاء واولیاء واوصیاء عرضه شد تاحدی که حضرت ابراهیم (ع) دعاکرد : که خدایا ! مراازشیعیان امیرالمومنین علی (ع) قراربده ! (صافات/ ۸۳ ) که دعای مستجاب شده ی ابراهیم (ع) را بیان می کند که ” وَإِنَّ شیعَتِه لَإبراهیم” و درحقیقت ازشیعیان او ابراهیم (ع ) است ، آنگاه آدمی متوجه ی رسالت عظیم خود به عنوان ِ یک شیعه میشود که واجب است براو که حق ِ خشنودی زهرای اطهر را اداکند ، و ازمسیرامام حسین (ع) اسلام ناب محمدی رابه همگان اعلام و تبلیغ کند و فکرنکنیم حضرت زهرای اطهر(س) فقط ازخلفا ناراحت بود و قبرش برمن و شما آشکاراست !!
زهرایی که جان  عزیز خود وهمه ی ائمه ی بعد ازخود را دودستی تقدیم امیرالمومنین (ع) کرد ،  و حضرت رسول الله (ص) حجت رابرهمگان تمام کرد که ؛ فاطمه جان ! رضایت خداوند ازمردم ، بستگی به رضایت تو دارد! نگفت فقط مردمِ زمانِ فاطمه زهرا(س)  !!! بلکه قیدی نیاورده و لامکان و لازمان است و همه دربرابرغم فاطمه مسؤلند ،..

شما می دانید درکدام قسمت زیارت گیرکرده بودم ؟؟! مقام امیرالمؤمنین (ع) ؟؟؟!!!  یادم افتاد ! آنجایی گیرکرده بودم که آن کاروان می خواستند از امیرالمؤمنین حضرت علی «علیه السلام » إذن زیارت کربلا بگیرند ،.. یاد یک مطلبی درنشریه ی نسیم صبح ویژه غدیر ، هیِئت محبین ولایت افتادم که حیفم می آید شما را ازآن محروم کنم ؛ که درآن ویژه نامه آمده بود « هنگامی که رسول الله (ص) به رسالت مبعوث شدند؛ ازطرف معاندین و کفارمورد تهمت و اذیت بسیارزیادی قرارگرفتند ، تاحدی که به رسول الله می گفتند  ؛ ساحراست ! گفتند : مجنون است ! می خواهد قدرت مان  را ازما بگیرد ، برخی گفتند میخواهد ثروتمان رابگیرد ، قرآن مجید به شیو ه های مختلف و درجاهای مختلف ، ازاو دفاع کرده است !!!  که شما هم بفرمائید ساحرشوید ؛ شماهم  یک قرآن همتای قرآن مجید بیاورید!!!  / نه یک قرآن ، یک سوره بیاورید ،.!! /  نه یک سوره ، چندآیه بیاورید ،..!! /  قرآن مجید ازرسول الله (ص) به نحو احسن حمایت کرد که اگرهمه باهم متحد شوید حتی نمی توانید یک آیه همتای قرآن بیاورید !!! /  ماهم ،  به شیوه ی قرآن مجید ازولایت عظیم امیرالمرمنین حضرت علی بن ابیطالب «علیه السلام »  دفاع می کنیم ؛ شما هم یک علی مثل علی ما  بیاورید که عبادتش ۲۰  باشد !  علم اش ۲۰ باشد !  مهربانی اش ۲۰ باشد ! عدالتش ۲۰ باشد ! حلم اش ۲۰ باشد !  عبادتش ۲۰ باشد  ! سیاستش ۲۰ باشد ! صبرش ۲۰ باشد ! کرامتش ۲۰ باشد ! بخشندگی اش ۲۰ باشد ! شجاعتش ۲۰ باشد ! یتیم نوازی اش  ۲۰ باشد !  غیرتش ۲۰ باشد !  محبتش  نسبت به  همه عالم هستی ، ۲۰ باشد ! قضاوتش ۲۰ باشد !  مدیریتش ۲۰ باشد ! اخلاقش ۲۰ باشد ! و همه ی محاسن ۲۰ را برو… تا برسی به مظهرالعجائب ، نفس الرسول ، هم کفو کوثرقرآن ، یگانه ساقی کوثر،  امیرالمومنین  حضرت علی بن ابیطالب (ع) !!!  حالا که نمی توانید  یک علی همانند علی ما بیاورید ، فقط دریک صفت علی ، نمونه ای  برایمان بیاورید ! یعنی دریکی از کمالات   علی ، نمونه ای نشانمان بدهید  !!! والله قسم !  اگرهمه ی عالم جمع شوید ،  حتی نمی توانید  دریک صفت علی ،  برایمان علی بیاورید چه برسد به اینکه یک علی همانند امیرحضرت زهرا(س) بیاورید ! حالا که نمی توانید حتی دریک صفت امیرالمومنین (ع) نمونه ای نشانمان بدهید ؛ چگونه ازما می خواهید که ازاین همه ۲۰ جمع شده دریک علی دست برداریم ؟؟؟؟؟!!
و اما غدیر!!! چه خوش وفا بودی به مولایمان امیرالمؤمنین (ع) ، همانند وفای حضرت زهرای بتول (س)
و آنقدر با مولا اوج گرفتی و زیبا شدی تا رسیدی به بلندای وحی پروردگار! امّا امان !!! امان ازروی دیگرسکه که خط است و دشمنی عدّه ای ازمعاندین و فریب خوردگان آنچنان که با سکوتش مشکل دارند ! خلافت را قبول کند مشکل دارند ! قبول نکند مشکل دارند !  زنده باشد مشکل دارند ! شهیدش کنند  طوردیگری مشکل پیدا می کنند ! خب ؛ آخرعلی چه کند که علی است ؟؟! چه کند که حقیقت است ؟؟!
هرکارکند ولی الله است ! هرکارنکند ولی الله است ! این است همان معنای صراط …
علی خط کش عملی قرآن است !
علی مهراستاندارد آفرینش است !
امیرالمؤمنین (ع) اصل است و کپی ندارد…
راه بازنمی شد بروم ضریح مقدس اش رازیارت بنمایم ، باخود گفتم باید زیارت مخصوصش رابخوانم و اگرحقیقتآ مولا را عاشقم ، اظهار ادب کنم بعد ازگرفتن إذن ، انشاء الله که راه بازمیشود و بالاخره ازنزدیک ضریح اش را بوسه باران میکنم !!! مشغول خواندن زیارت شدم به همراه نمازمخصوص اش ، تمام که شد ، قدری نشستم و همچنان مبهوت صحن و سرایش بودم ! نمی دانم کی ازجایم بلندشدم بروم داخل حرم ، فقط همین قدربگویم که مثل تازه عقل ازدست داده ها و تازه مسلمان شده ها و بلافاصله تازه ایمان آورندگان ، وقتی کنار درب اصلی ، ضریح را از نزدیک دیدم ، چیزهایی دردل یا زبانم می گفتم !  نمی دانم دوباره ازمولا سؤال می کردم ؛ خدااای……………من !!!  این حرم خودِ شخص ِ امیرالمؤمنینی بود که درروز غدیربعد ازمعرفی اش به عنوان امیرالمؤمنین ، تو آیه نازل کردی که با او دین را کامل کردی ، و دشمن را ناامید کردی و نعمت را تمام کردی و امروز توی خدا دیگر راضی شدی !!!  حالا باید چه کنم خدایا !!!!! وقت تنگ است ، باید بقیه ی خاطره ام رابگویم / از جاماندنم ازکاروان بگویم / از ملحق شدن به خانواده ای آذربایجانی که تالحظه ی آخربدرقه ام کردند / ازموکب ها / از عربی حرف زدن با راننده که نه او حرف مرا می فهمید نه من زبانش را  ولی فهمید باید مرا کجا برساند / ازگم شدن بچه ای چند ماهه و مادری کردن زوار برایش / یکی آرامش می کرد ، یکی می رفت برایش شیر بگیرد ، یکی نوازشش می کرد ، آخرسرهم دودستی به مادرش تحویل داده شد! و مادرش مات و مبهوت و های های کنان همانطور که می گریست تورا یاد رباب و فرزندش می انداخت  ! / از امدادهای غیبی مسیر راه ! / که گویی به تو تفهیم می کنند هرکه را درراه ما به هرمدلی هرنوع قدمی بردارد ما خودمان شخصآ محافظ او خواهیم بود !!! / مگر ” ما رآیت ُ إلا جمیلا” ی حضرت زینب (س) تمامی دارد ؟؟؟!! / از جوانمردی کسانی که نه تورا می شناختند و نه تو آنها را !!! هرچه دراین مسیر رخ داد همان ” ما رآیت الاجمیلا”ی زینبی بود که اگرنبود ،سرّنی درنینوا می ماند اگرزینب نبود !!! ای هم وزن اجابت ِ دعای فرج ، باید بروم این خاطره رازودترتحویل بدهم امّا درحرم امیرالمؤمنین همچنان گیرکرده ام و نمی توانم ازحرم پدرت بیرون بیایم ، آخراین همان پدری است که دخترش میشود یگانه زینب عقیله ی بنی هاشم ! فقط باید امیرالمؤمنین  (ع) بتواند یک حسینی را تحویل عالم بدهد که عالم را دیوانه کند ! آخرزینب جان ! تمام عاشورای شما ، مسآله اش علی بود ! همان مسآله ای که مادرت زهرا(س) ،  سؤال اش راطرح کرد و حسین ات آنقدراین سؤال را تکرار می کند تا همه عالم بفهمند تا بزرگترین سؤال بشریت ، ” نبآء العظیم ” حل نشود ، هیچ مسآله ای ازشما حل نخواهدشد واین میّسر نمیشود مگردنبال مرهم ِاصلی سوزدل مادرش، باشی که نکند با امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) با دل شکستگی نجوا کند که ” مگرمهدی ام چه عیبی دارد که ظهورش ، یارندارد ؟؟؟!!  زینب جان ! چه کنم ! من مقصرنیستم که نمی توانم ازحرم امیرالمؤمنین بیایم بیرون وبقیه ی خاطراتم رانقل کنم ، تو که دستان بسته ات شبیه دستان ِ بسته ی پدرت امیرالمؤمنین  در مقابل چشمان مادرت امّ المومنین حضرت زهرا(س) است حتمآ خیلی بیشترازخودم ، درکم می کنی !!!
زینب جان ! فقط یک کلمه جوابم رابده ، یعنی ، من پدرشما ، امیرالمؤمنین درهردو جهان ، اسدالله غالب ، وجه الله ، شیرخدا ، نورالله ، سیّف الله ، حجت الله ، نفس الرسول ، ابالحسنین ، مظهرالعجائب ، یگانه همسرمادرت زهرا(س)* را ، من ؟! واقعآ من ؟؟؟!!  به زیارتشان  نائل شده ام ؟؟؟؟!
دلنوشته زائر کربلا ۱۳۹۴ از گیلان معصومه میربلوک

عکس : کربلایی محمد سعید سعیدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.