در راه حسین (ع) خستگی معنا ندارد…؛ سفرنامه ای به قلم کربلایی سبحان کریم پور از آستانه اشرفیه

در راه حسین(ع) خستگی معنا ندارد…

سفرنامه قافله عاشقی کاروان پیاده روی اربعین حسینی  ۱۳۹۲به قلم کربلایی سبحان کریم پور همسفر قافله عاشقی از آستانه اشرفیه؛

 

چند قدمی خاک عراق…..

مرزمهران ….

مرزبازشدسواراتوبوسهای خودشدیم وبه طرف نجف به راه افتادیم.

زمانی که به نجف رسیدیم بعداسکان درهتل وکمی استراحت به زیارت مرقد امام علی (ع)رفتم. زائران مشتاق امام علی (ع) “فضارا پرکرده بودند.

 به سمت دیار عشق سرزمین کرب وبلا…

بلاخره روز موعود برای حرکت به سمت کربلافرارسیدوهزاران عاشق ومشتاق امام حسین(ع)باپای پیاده درقالب کاروان های مختلف امروزحرکت خودرابه سمت خانه عشق (کربلا) آغازکردند.

هرکه داردهوس کرب وبلا بسم الله؛هرکه داردزتنش شورونوابسم الله

اینجانمایشگاهی بزرگ است هرکسی هرچه ازمرام حسین آموخته به نمایش گذاشته صبروشوق رسیدن به هدف رامی بینیم . مسیر۸۰کیلومتری جاده نجف تاکربلا،آسمانی ترین مسیراین کره خاکی است وقرن هاست علماوعاشقان ثارالله (ع)باپای پیاده خودرا به کربلاوحرم سیدالشهدامی رسانند.عشق به سیدالشهدا(ع)بزرگ وکوچک نمی شناسد،خوشابه سعادت کودکانی که این روزهارنج سفررابه تن می خرندوهمراه بامادران خودبه زیارت کربلا می روند.

این روزهادرگوشه ای ازکره خاکی هیاهویی به وسعت ۸۰ کیلومتربرپاست؛اماچنان شوری به جهان بخشیده که آسمانیان به آن غبطه می خورند.

چه کسی گویدکه عالم بالاست بهشت        هرکجانام حسین است همان جاست بهشت

همینطورکه می رفتیم ازایستگاههای صلواتی می گذشتیم ایستگاههایی که بااحترام اززائرین پذیرایی می کردند،این افرادبه احترام سیدوسالارشهیدان اباعبدالله حسین(ع)کارخودرابرای چندروزتعطیل کرده وبابرپایی یک ایستگاه صلواتی به خدمت کردن به زائرین امام حسین(ع)که باپای پیاده به سمت کربلادرحرکت بودندخدمت می کردند. زمانی که یک لیوان آب ازآنان گرفتم متوجه شدم که آنان دراین ایستگاه صلواتی به مردم آب,چای,میوه… میدهندتازائرین بتوانندنیازهای خودرابرطرف کنند.

درراه همش به این جمله امام صادق(ع) درباره ثواب زیارت امام حسین(ع)باپای پیاده فکرمی کردم که فرمودند:شخصی که به زیارت قبرحسین ابن علی علیه السلام میرود زمانی که ازاهلش جداشد بااولین گامی که برمیدارد تمام گناهانش آمرزیده میشودوسپس باهرقدمی که برمی دارد پیوسته تقدیس وتنزیه شده تابه قبر برسد.وهنگامی که به آنجارسیدحق تعالی اوراخوانده وبا وی مناجات نموده ومی فرماید:

بنده من!ازمن بخواه تابه تواعطانمایم .من رابخوان اجابتت نمایم ازمن طلب کن به تو بدهم حاجتت ازمن بخواه تابرایت رواسازم.

بغض گلویم رامیفشرد.خدایاتاقبل ازاینکه به این سفربیایم آرزوهای بسیاردردل داشتم اماحالا…..چیزی به جزدیدن قبرحسین برایم مهم نیست.

هر قدمی که برمی داشتم عشق به حسین(ع)رامیدیدم بااینکه درلاین کناری ماشین برای جابجاکردن زائرین خسته بودامااکثرمردم ترجیح می دادندپیاده مسیررا به طرف مولایشان طی کنند. درهمین حین فردی را دیدم که با ویلچرسعی داشت این مسافت را طی کند؛ ازسختی راه ازاوپرسیدم واینکه چه عاملی اورا به این راه صعب ودشوارکشانده است. لحظه ای ازحرکت بازایستاد وبه صورتم خیره شدازعمق نگاه خسته اش می شد به صداقت لهجه اش که ازیک ایمان راسخ حکایت داشت پی برد,باهمان حالت گفت:   ((محبت الحسین))

باورش برای خودم هم سخت بود، دیدن اونهایی که با عصا و ویلچر و کالسکه ی بچه… ب ادمپایی وکفش پاره …خیلی ها پابرهنه می رفتن که فقط به اربابشون بگن آقاجون ماهم هستیم.

درمسیربیش از۸۰ کیلومتری حرم امیرالمومنین(ع)تاحرم ابالفضل العباس(ع)درهر۵۰مترتیرک چراغی وجود دارد؛که برروی آن شماره ای نصب شده است مجموع این ۱۴۵۲تیرک ،بهترین مقیاس برای تعیین میزان مسیرطی شده توسط افرادی است که به سمت کربلا پیاده می روند.

این پیاده روی نشانه ای است ازعلاقه ومحبت به معشوق وسختی ومشقت وصال، وصل ومصاحبت رابه کام عاشق خسته شیرینترمی کند. سفر پیاده به قصد زیارت اماکن مقدسه وحرم امامان علیهم السلام ، نه تنها نمادی ازمحبت ومودت وپیوستگی رفتاری با اولیاء(ع) است که ارزشی ذاتی دارد. چراکه تآسی ازسیره معصومین است وبه قصد قربت وباعلم به فضیلت انجام می شود.

این پیاده بودن ازآن روست که زائرخودرادربرابر عظمت امامان معصوم علیه السلام کوچک می شمارد و در راه او؛ رنج سفرپیاده را بر خود هموارمی کند و این ارزشمند است.

اگرچه حساب زمان وعمر درشرع؛ بسیارمورد توجه است اما انسانی که با پای پیاده و با قصد عرض ادب و خاکساری و تحکیم پیوندش با ولی خدا به زیارت اولیا می رود؛ اعتقاد دارد که عمرش را دربهترین عمل وعبادت می گذراند وازاین سرمایه به بهترین شکل بهره می برد و بهترین نتیجه رامی گیرد نتیجه ای که قابل محاسبه عادی ومادی نیست و شاید با سالها علم آموزی وعبادت معمول نیزقابل وصول نباشد.

 درراه حسین خانوادگی باید عاشق بود……….

پدرومادری که با کالسکه فرزند کوچک خودرا درمسیرعاشقی آورده بودند؛ چه شوری…چه عشقی…آری!!!! عشق به حسین(ع) آنان را وارد این رود کرده، رودی که هدفش جاری شدن دردریای کربلاست.

در راه حسین(ع) خستگی معنا ندارد….

عشق به حسین(ع) را باید در پیرزنی۸۰ ساله دید که زائرین راهمراهی می کرد؛ حتی درگامهای عریان دختربچه ای ۸ ساله؛ یانابینایی که باچشم دل راه حسین راطی میکرد.

خورشیدآرام آرام سربه زیرمی اندازد؛ انگار او نیز خجالت زده شده از تلالو نور زائران حسین(ع)…

محلهایی برای استراحت زائرین آماده بودازشوق رسیدن به کربلا اجازه خواب را به چشمهایم نمی دادم ؛ افرادی ماساژورهایی برای پاهای خسته زائرین آوردند و با عشق پاهای زائرین راشستشو و ماساژمی دادند. خدای من عشق به حسین(ع)چقدرعمیق است.

تشکهایی روی زمین پهن بود و بالشی هم رویش، تشکهایی که ازقدمتشان می شد حدس زد حسابی متبرک اند و قبل ازما پذیرای زائران زیادی بودند. تشکهایی که همیشه بی تاب تن های خسته زائرانند؛ تن هایی خسته امابی تاب رسیدن.

صبح باصدای کودکی که چای دردست داشت بیدارشدم وقتی جرعه ای نوشیدم به راه عاشقی خود ادامه دادم؛۵۰کیلومترازنجف آمده بودیم وحدودا۳۰الی۴۰ کیلومتردیگر تا کربلا مانده بود.عاشق حسین(ع) انگار فاصله برایش بی معناست؛ سیدالشهدا ازهمه جا مهمان داشت ازخیلی ازکشورها آمده بودند، سیل عظیمی از زنان و مردان؛ بزرگ و کوچک…

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست….

عشق به حسین(ع) جا و مکان ؛ زبان و فرهنگ؛ رنگ وچهره نمی شناسد. می گویند حسین(ع)برای همه عالم است.

می شود عاشق حسین (ع)بود، حتی درغرب آفریقا

امروز بازبه چشم دیدم، عاشقی راکه بودائی بود و حالا شیعه شده. نمی دانم با زبانش چه میگفت اما….امام حسین راشنیدم.

گروهی بودندکه ازآذربایجان آمده بودند۴۰۰کیلومترراه آمده بودند ؛ میگفتند به عشق حسین آمده ایم به آذری جملاتی میگفتند، نفهمیدم اما حسین پایان بخش جملاتشان بود.

پیاده روی اربعین چیزعجیبی است؛ ازآن چیزهایی که باید هرکس خودش بچشد، باید خودت باحول وحوش صد هزار گام جرعه جرعه مزه مزه اش کنی؛ باید افت وخیز مرد و زن معلولی که به هزار زحمت خودشان رامی کشند به سمت کربلا؛ پیدا کنی.

باید در التماس های مرد عراقی که نمی گذاشت پایت را از بین دستانش جدا کنی وماساژت می دهد دریابی. باید درچند زیلو و فرشی پیدا کنی که خانواده فقیرعراقی کنارجاده انداخته اند و از زائران خواهش می کنند روی آن بنشینند واستراحت کنند. بسیاری از افراد با نذری که دارند و نیتی که کرده اند قربانی برای پیشکش به ارباب به همراه داشتند.

پرداختن به همه جنبه ها ی این حرکت منحصربه فرد تاریخ بشریت؛ که همه ساله درایام نزدیک به اربعین درمسیرهای منتهی به کربلا، به ویژه مسیرنجف تا کربلا شکل میگیرد از توان و ظرفیت گفتارمن خارج است. ولی به قول معروف((آب دریا را اگر نتوان کشید؛ هم به قدرتشنگی باید چشید)).

شاید برای کسانی که تجربه حضوردرسیل خروشان جمعیت پیاده اربعین را نداشته باشند تصوراین که میلیونها نفر درطول چندروز، همه با یک هدف با یک انگیزه با یک ذکر و به سمت یک مقصد حرکت می کنند، کارساده ای نباشد. برای اینکه بتوانی کمی این فضای نورانی رادرک کنی، کافی است عاشورای شهرخودت راتصورکنی ؛ فضای روزعاشورا را در نظر بگیر حالا جمعیت را ضرب دریک عدد بزرگ مثل هزار یا حتی چند صدهزار کن، این کارتنها سیل خروشان جمعیت را برایت مجسم می کند حالا اگرمی خواهی شوروحال حاکم براین جمعیت چندمیلیونی رادرک کنی شوروشوق مردم رادر روزعاشورای شهرت ضرب در یک عددبسیار بزرگ ترنزدیک بینهایت کن,باورکنیداغراق نمی کنم!!!!!

اگر پا درمسیر پیاده روی اربعین بگذاری ،خیلی زود متوجه می شوی مانند قطره ای درمیان دریاست.

باورکنید اگر فرصت حضوردراین میعادگاه را بیابید به راحتی متوجه می شوید که چرا باید تنها به زائرین اربعین گفت (مومن) اصلا ایمان یعنی چه؟ ایمان یعنی باورعمیق خدا و اولیای او و کجا بهتر از اربعین می توانی خدا را احساس کنی وعظمت کشتی نجات او حسین(ع) را درک کنی.

 

زیارت حسین(ع) با خستگی پیاده روی گویی مزه ای دوچندان دارد واینجاست که پا ودل باهم ارتباط پیدا می کنند. درطول مسیرهنگامی که پاهایمان خسته یا حتی درمواردی جراحتی کوچک پیدا می کرد، کافی بود کمی به هدف بیاندیشی چنان نیرویی میگیری که همه چیز رافراموش میکنی.

بلاخره به کربلا رسیدیم. راهپیمایی بزرگ شیعیان درروزاربعین می رود تا به بزرگترین تجمع انسانی؛ درروی زمین تبدیل شود.

اربعین درراه است…

روزاتمام میقات سالکان الی الله به اشک وسوز و بی تابی درعزای شاه نینوا؛ روزظهورحقیقت ایمان به زیارت مقدس سیدالشهدا(ع)….

اربعین؛ روزی که دوستداران لقاء حسینی وسوختگان عزای زینبی درسوگ چهلمین روزعزای مولایشان حضور دارند تا بتوانند با حجم دل محبوب خویش را ناظر و زائر باشند.

روزاربعین است چه غوغایی ؛ چه ازدحامی همه درغالب هیئت های عزاداری وارد حرم می شوند خدایا چه صحنه ای….. کوله بارغم به دوش کاروان؛ کاروان آمد عزاداری کند.

۴۰ روز از اشکهای کربلا می گذرد، قطراتی که حاوی عزاداری هستند، درچهلمین روز تنها چیزی که نمایان است، حدیث خون برپیروزی است، جای همه اینجا خالی، غوغایی که درمقابل آقا سیدالشهدا(ع) است و تصاویر بین الحرمین قابل گفتن نیست.

آنچه درراه طلب خسته نگرددهرگز      پای پرآبله وبادیه پیمای من است

ازهمه جابودند؛ ایران که نزدیک است؛ حتی ترکیه؛ پاکستان؛ افغانستان؛ آذربایجان… هم نزدیک است، وقتی می بینی که شیعیان انگلیس؛ تایلند؛ تانزانیا… هم به اربعین سیدالشهدا(ع) رسیده اند ودردسته های عزاداری وارد حرم مولا می شوند عشق به حسین(ع)را می بینی . اصلا چه فرقی میکند؟ برای توکه لنگ لنگان وخسته وخاک آلود؛ خودت را رسانده ای به روبروی بارگاه آقا. چه فرقی میکند؟ چقدرراه آمده ای؟ برای تویک چیزمهم است. آقاآمده ام…آقابلاخره آمده ام… ۱۴۰۰سال دیرشد اما بلاخره آمدم….

هنوزمیان لشکرت جایی باقی مانده است برای این رو سیاه؟؟؟؟

 روزاربعین است درجوارحرم اباعبدالله(ع)ایستادم وبه تماشاوهمنوایی بادسته های عزاداری که وارد حرم می شوند پرداختم. کربلا قیامت بود…وچه صف طولانی ای اززائران دل خسته…چه انتظار شیرینی. فشارجمعیت من را به جلو حرکت می داد.

آسمان ۴۰ روز گریست، زمین۴۰روز گریست، خورشید با کسوف و سرخی خود برای امام حسین گریست. مقصد این زوارامام حسین(ع) عرش خداست؛ آنان زوار خدایند.

یا ابا عبدالله ازت ممنونم که دعوتم کردی؛ می خوام خاک زیرپاهایم را به چشمهایم بمالم این خاک تربت کربلاست ، خاک پای زائران امام حسین (ع) این خاک را طوطیای چشمهایم نمایم.

اصلا نمی شود تا ذره ای ازفضای غیرقابل توصیف زیارت اربعین را به تصویر کشید. زیارت اربعین یعنی خلسه حضور؛ زیارت اربعین به معنای واقعی کلمه ازمصادیق ((یدرک ولایوصف)) است. معتقدم جنس زیارت اربعین؛ با زیارتهای دیگر اباعبدالله حسین(ع) متفاوت است زیارت اربعین را باید چشید، اصلا نمی توان آن رادر قالب الفاظ و یا حتی شاتهای دوربین عکاسی یا فریم های دوربین تصویربرداری به تصویر کشید. اصلا اگربخواهی بدانی چکاره هستی است باید کوله بارت راببندی وسه روز مسیرنجف تا کربلا را پیاده طی کنی. باید نیت کنی وازامروز تمام برنامه هایت رابرای اربعین سال بعد هماهنگ کنی و درتمام مدت یکسال باقی مانده ازخدابخواهی که توفیق این زیارت            راعنایت کند و وقتی یکبارتوفیق حضور در زیارت اربعین را یافتی احساس می کنی که تازه همه چیزشروع شده است و این توهستی که باید دوباره آغازشوی … خوشا به حال کسانی که قدراین سفر را بدانند وخود را بعداین سفر آلوده نکنند. انشالله این توفیق نصیب تمام زواران حسینی شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.