سفرنامه کربلا به قلم همسفر قافله عاشقی ۱۳۹۴؛ کربلایی فاطمه زحمتکش

سفرنامه کربلا به قلم همسفر قافله عاشقی ۱۳۹۴؛ خانم کربلایی فاطمه زحمتکش:

السلام علیک یااباعبدالله
داستان دلبری ودلدادگیم به سرورم آقا اباعبدالله الحسین ع برمی گردد به دوران کودکیم، مثل همه بچه شیعه ها که خاطرات زیادی از هیئتهای هفتگی شان و اشک و روضه و توسل به ارباب بی کفن داشته و دارند و همیشه آرزوی زیارت کربلا یکی از بزرگترین آرزوهای بچه هیئتی هاست که خداوند توفیق داد برای اولین بار در سال قبل بعد از این همه اشک حسرت در فراق کربلا در روز عاشورای حسینی در حرم امام حسین ع باشم و چه توفیق و سعادت غیرقابل وصفی که ان شاءالله نصیب همه دوستداران و عاشقان حضرتش شود و یکی از دعاهای قلبی ام این بود که  یک اربعین در کربلا باشم .

توفیقی که خداوند شامل حال بنده فرمودند این بود که غیر از گویندگی برنامه های تولیدی سیمای مرکز گیلان گوینده خطبه های تاریخی ازجمله خطبه فدکیه حضرت زهراسلام الله علیها در ایام فاطمیه و هرساله گوینده خطبه ی  کوبنده حضرت زینب (س) درنمایش نمادین و بزرگ خطبه تاریخی شان درمجلس یزید لعنت الله علیه در مرکز استان در روز اربعین را داشتم و عملا نمیتوانستم در روز اربعین در کربلا باشم ولی این بار با توسل به خانم حضرت زینب سلام الله علیها زیارت کربلا در اربعین نصیبم شد و این زیارت را هدیه ای ازخانم حضرت زینب س می دانستم و قرار شد امسال اربعین نمایش با صدای ضبط شده من اجرا شود و خیالم از کار تبلیغی رساندن پیام و خطبه حضرت زینب به گوش مردم راحت بود و با اینکه  آمادگی لازم برای پیاده روی از نجف تا کربلا را نداشتم ولی چون دعوت شده بودم لبیک یاحسین گویان عازم این سفر پر از خاطره و به یادماندنی شدم سفری که تا نصیبتان نشود درکش برایتان سخت است سفری که در آن در مسیر پیاده روی جز عشق و محبت به آقااباعبدالله الحسین ع نیست و مهمان آقا بودن از قافله ای به نام قافله عاشقی از استان گیلان از شهر بندرانزلی با کاروانی که غیر از برادران بزرگوار، چهار خواهر عزیز و دوست داشتنی که درطول مسیر با محبت هایشان شرمنده ام می کردند همراهم بودند و در کنار هموطنان ایرانی و شیعیان کشورهای مختلف توفیقی بود به یاد ماندنی سفری که درآن یاد وخاطره سختی اسارت اهل بیت امام حسین ع در هر لحظه در طول مسیر همراهتان است.

ولی با این تفاوت که ما مسیر را باپذیرایی بی نظیر و محبت صاحبان موکبان مسیر راه طی می کردیم و کاروان حسین ع با شکنجه و اسارت این مسیر را طی نمودند. در طول مسیر جز محبت و مهربانی صاحبان عراقی موکب ها ندیدیم که با جان و دل هر آنچه داشتند در طبق اخلاص گذاشته و پذیرای ما بودند و در موکبی هم توفیق داشتم تا برای صاحبان آن موکب که خیلی دوست داشتند درحسینیه شان روضه ای کوچک بر پا شود مداحی در رسای حضرت زینب سلام الله علیها داشته باشم و همه اینها برایم ارزشی غیر قابل وصف داشت به هرحال مسیر به هر نحوی که بود طی شد و در شب اربعین قافله عاشقی استان گیلان مرد و زن در صفی به هم پیوسته و منسجم با سربندهای لبیک یابن الزهرا به سمت بین الحرمین حرکت کردیم و صدای لبیک یاحسین مان نوایی بود که هیچگاه از ذهن وقلبم پاک نمی شود و قطعا دوستان همراه هنوز آن طنین لبیک یاحسین، قشنگ ترین خاطره زندگی شان خواهد بود. ودرآخربایدبگویم
حسین جان ؛
چشمهای گریون ولبای خشک و
پاهای خسته مونویادت نره
شبیه زینب رسیدیم پیش تودل
شکسته مونویادت نره

یکی فکر در “سفرنامه کربلا به قلم همسفر قافله عاشقی ۱۳۹۴؛ کربلایی فاطمه زحمتکش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.