سفرنامه پیاده روی اربعین؛ به قلم کربلایی معصومه غلام پور

(سفرنامه؛ گزیده ای از پیاده روی اربعین نود وسه) کربلایی معصومه غلامپور

یرزقه من حیث لایحتسب

زیارت ، هجرتى است برونى و بالاتر از آن هجرتى درونى است که شیفته اى دل سوخته ، با طى راههاى خاکى جان خویش برگرفته و به سوى مزار محبوب مى آید تا با هجرت از بدیها و گناهان به سوى حسنات و طاعات تشبه و تمثل به او پیدا کند.

زیارت پاس داشتن حریم عترت ، همراهى و ملازمه با اهل البیت است که : المتقدم لهم مارق و المتاءخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق زیارت ، در دریاى پر تلاطم دنیا بر کشتى نجات سوار شدن و چراغ هدایت را در ظلمات به دست گرفتن است . یاء من من رکبها و یغرق من ترکها: ایمن است هر که بر آن سوار شود و غرق گردد هر که آنرا رها کند. زیارت ، تفریح روح است ، گرچه با رنج سفر و تعذیب جسم قرین است . زیارت ، تعظیم شعائر الهى و نشانه تقواى دلها است .. و زائر آن انسان عاشق است که تمامى جانمایه و سرمایه خویش برگرفته و بر کف اخلاص ‍ نهاده و خانه و کاشانه و شهر و دیار ترک گفته و رنج سفر بر خویش هموار نموده ، با قلبى مشتاق و جانى امیدوار آمده تا با حضور در محضر امام و مراد و ولى نعمت خویش و درک نور و فیض و کسب توشه و توان ، همچنان با بصیرت و قدرت و معرفت ، بر صراط مستقیم توحید و با تمسک به کتاب و عترت ، راه خویش را تا رسیدن به سرمنزل مقصود که همان کمال انسانى و تقرب الى ا… است ، طى نماید.

ز حضرت امام حسن عسکري عليه السلام روايت شده که فرمودند: علامت مؤمن پنچ چيز است:

اقامه پنجاه و يک رکعت نماز فريضه و نافله در شبانه روز.

زيارت اربعين.

انگشتر به دست راست کردن.

جبين را در سجده بر خاک گذاشتن.

در نماز بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن.

.زیارت سید الشهداء (ع) با پای پیاده مورد تأکید پیشوایان دین است .

  • زیارت سید الشهداء (ع) با پای پیاده ثواب بسیار دارد و مورد تأکید پیشوایان دین است . امام صادق (ع) فرموده  است:

هر کس به قصد زیارت امام حسین (ع) ، پیاده از خانه اش خارج شود، خداوند در مقابل هر گام، برای او حسنه ای می نویسد و گناهی از او می زداید.

معاویه بن وهب، از اصحاب امام صادق (ع) می گوید: خدمت آن حضرت رسیدم. در مصلای خود در خانه اش نشسته بود و پس از نماز با خداوند راز و نیاز می کرد. از جمله (در دعا نسبت به زائران قبر حسین (ع) ) می گفت:

«خدایا زائران قبر حسین را بیامرز، اینان که در این راه پول خرج می کنند، بدن های خود را در این راه در معرض قرار می دهند، خدایا رحمت کن بر چهره هایی که آفتاب، رنگ آنها را تغییر داده، صورت هایی که متوجه قبر ابا عبدالله (ع) است، چشم هایی که در محبت ما اشک می ریزد، خدایا این جان ها و بدن ها را به تو می سپارم، تا کنار حوض کوثر به هم برسیم.»

سنت زیارت پیاده از زمان ائمه (ع) تا کنون استمرار داشته و اجر بی شماری برای آن نقل شده است. فاضل دربندی می نویسد:

این پیاده بودن یا به جهت فقر زائر است که نشان می دهد این زیارت، برخاسته از شوق و محبت است، یا به جهت آن است که زائر، خود را در برابر سلطان اقلیم جوانمردی و خورشید سپهر عصمت و شهادت، کوچک می شمارد و در راه او، رنج سفر پیاده را بر خود هموار می کند و هر دو ارزشمند است.

علی بن میمون صائغ از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود: ای علی! به زیارت امام حسین(ع) برو و از این کار فروگذار نکن، ‌عرض کردم: ثواب زیارت کننده او چیست؟ فرمود: هر کسی پیاده به زیارت او برود، خداوند برای هر گامی که بر می‌دارد، حسنه‌ای برایش نوشته،‌گناهی از او پاک کرده و درجه‌ای به رتبه او می‌افزاید،‌هنگامی که به آنجا برسد، خداوند دو فرشته بر او موکل می کند تا آنچه اعمال خیر در زیارت از او سر می زند، بنویسد و هر آنچه اعمال شر و زشت از او سر می زند، بنویسد و هر آنچه شر و زشت از او سر می‌زند ثبت نکنند،‌ وقتی که قصد برگشت می‌کند، با او وداع می‌کنند و می‌گویند: ای ولی خدا بخشیده شدی، تو از حزب خدا،‌حزب رسول او و حزب اهل بیت رسول او هستی، به خدا سوگند هرگز آتش جهنم را نخواهی دید و او هم تو را نمی‌بیند و بدنت هرگز طعمه آتش نخواهد شد

.  نوری که به زائر امام حسین(ع) در روز قیامت داده می‌شود   در کتاب «نورالعین» درباره اثر ثواب زیارت امام حسین(ع) در روز قیامت بیان شده است: امام باقر(ع) می‌فرماید: هر کسی از روی اشتیاق به زیارت امام حسین(ع) برود،‌ در روز قیامت نوری به او داده می‌شود که از آن نور ما بین مشرق و مغرب روشن می‌شود و منادی ندا می‌دهد: این کسی است که از سر اشتیاق و آرزومندی حسین(ع) را زیارت کرده است، در روز قیامت کسی باقی نمی ماند مگر آنکه آرزو می‌کند از زائران امام حسین(ع) باشد.

 

سفرنامه کربلا

مراسم بدرقه از زایران در مزارشهدا انجام میشود . چشمها گریان و قلبها لرزان و….

بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد…

یاران! این قافله، قافله عشق است و این راه كه به سرزمین طف در كرانه فرات می‌رسد، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می‌رسد كه: ‌الرحیل، الرحیل. از رحمت خدا دور است كه این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد. این دعوت فیضانی است كه علی الدوام، زمینیان را به سوی آسمان می‌كشد و… بدان كه سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی كه در آن، چشمه خورشید می‌جوشد و گوش كن كه چه خوش ترنمی دارد، در تپیدن؛ حسین، حسین، حسین، ‌حسین. نمی‌تپد، حسین حسین می‌كند(شهید اوینی)

الرحیل ، الرحیل! یاران شتاب كنید.

سفر اغاز میشود …… سفری بسوی بهشت …..

وما رهسپار نجف میشویم …

همه بیقرا رند و در تب وتاب ..

نزدیک ظهر اتوبوس در نجف ازحرکت میایستد…

اي نجف اي باغ دلها السلام / اي نجف اي شهر مولا السلام

اي نجف داري تو انوار جلي / اي نجف اي شهر مولايم علي

خسته و غمگين و مهجور آمدم/ اي نجف من از ره دور آمدم

مسیری را باید پیاده تا محل اسکان طی کنیم .دل در حال طپیدن است ….صدای ضربان قلبم را به وضوح میشنوم …

الحمدالله الذی هدانا لهذا وماکنا لنهتدی لولا ان هدانالله

در مسیر به مطالبی که خوانده بودم می اندیشیدم که نجف به جای بلندی گویند که اب به ان نمیرسد و بالاتر از سطح دریا قرار دارد ولی به برکت وجود نازنین مولا این شهر از اب زیادی برخوردار است .

در قصص الانبیا از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند : نجف کوهی بوده است که فرزند نوح با مشاهده طوفان به پدر گفت به کوهی پناه میبرم که مرا ازاین طوفان رهایی بخشد و در جواهر الکلام طور راهمان نجف معرفی کرده اند.

شیخ طوسی از امام صادق (ع)روایت کرده اند که حضرت فرمود : هر روز هفتاد هزار ملک نازل می شوند و به بیت المعمور می آیند و به دور آن طواف می کنند سپس به طواف کعبه وبعد به سوی قبر پیامبر (ص)وبرآن حضرت سلام داده سپس به قبرامیرالمومنین می آیند و برآن حضرت سلام میکنند وبعد به زیارت قبر اباعبدالله آمده و بعد ازسلام کردن برحضرت به آسمان باز می گردند.

در مسیر چشمانم به دنبال گنبد مولا میچرخد نفس در سینه حبس میگردد وگنبد طلایی مولا را میبینم چشمها می بارند …

از درب ورودی هتل گنبد و بارگاه مولا نمایان است به هتل رفته وبعد از مستقرشدن به سوی حرم میرویم ….

پاها میلرزند …اینجا قطعه ای از بهشت است..

اینجا حرم قسیم النا و الجنه…     اینجا حرم مولا علی است…..

السلام علیک یااول مظلوم.. امیرالمومنین       السلام علیک یا یعسوب الدین

تمام وجود م می لرزد … ازدحام جمعیت مانع از ورود مان به حرم میشود زائران بسیارزیادی آمده اند تا اجازه همراهی با کاروان زینبش را بگیرند …. بابغض و اشک برمیگردم پنجره اتاق ما روبه گنبد آقا باز می شود روبه حرم مینشینیم وبا دوستان امین الله می خوانیم و از دور از حضرت اذن ورود به حرم میگیریم و…

شب دوباره رهسپار حرم میشویم با قدمهای لرزان و چشمان اشکبار… به پابوسی اقا می رویم … درب ورود خانمها به حرم بسته است در صحن زیارتنامه می خوانم …. باور ش سخت است … قدم پرگناه من و صحن و سرای حضرت مولا…

ماللتراب و رب الارباب ….. ما کجا و افلاک کجا ؟؟؟   خدایا به درآستان ولی تو ایستاده ام و به رشته تو چسبیده ام به ولی تو توسل کرده ام فاجعلها زیارتا مقبوله و دعا مستجابا

سلام میدهم السلام علیک یا امین الله فی وحیه وعزایم امره

السلام علیک یا عمودالدین یا مولا یا علی

اشک امان نمی دهد و دل عقده میگشاید … عقده خواندن امین الله در محضر حضرت امیر..

عقده اشک ریختن در حرمش … الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابی طالب

احساس عجیبی دارم ..اینجا غربت تمام وجود را پر میکند و مظلومیت و غربت مولا احساس میشود.

مولا جان! سالها سکوت و خانه نشینیت ، غربت صحن و سرایت را به ارمغان اورده است …و آتش به جان میزند

دسته ای از زائران سینه زنان و لبیک یا علی گویان وارد حرم شدند. کمی انطرف تر دسته ای از هموطنان روضه می خواندند و ….

به سمت ایوان طلا میروم قطرات اشک ارام ارام پهنای صورت را می پوشاند. به کجا امد ه ا م ؟ پاهایم کجا را لمس میکند؟ وبی اختیار بخود میلرزم .. درصحن ناودان طلا توفیق خواندن نماز در زیر ناودان طلا حاصل میگردد . ازشبکه های پنجره فولاد، ضریح راه به نظاره مینشینم درود خدابرتو که همنشین پیامبربودی و گنجینه دانشش و خیرخواه امتش…

روبه روی ایوان طلا مینشینم وچشمانم خیره به دعاهای منتظر اجابت …

یک لحظه بخود می ایم … این سفر وقت تماشا و سکوت نیست ..باید دل را روا نه گوشه گوشه حرم کرد ، دل میبایست پر پرواز بگیرد چشمم به گنبد افتاد یادم امد خواب دیده بودم برشکم پرنده ای بسته شده ام ودور گنبد امیرالمونین طواف میکنم و حالا در مقابل ان نشسته ام خدایا سپاس از این همه رحمانیتت.

مهری از مهرعلی کنده به یاقوت دلم       از ازل تا به ابد شکرکنم برحکاک…

در این صحن در داخل رواق در سمت راست درب ورودی ،ارامگاه علا مه حلی(ره) و سمت چپ آن مقدس اردبیلی(ره) مانند دو دربان، محافظ حرم حضرت امیر هستند پایین پای علامه حلی، شیخ غروی اصفهانی و زیر مناره راست مزار حاج اقا مصطفی خمینی هستند . بزرگان دیگری چون ایت الله خویی و ایت الله اصفهانی وحاج شیخ عباس قمی واستادشان محدث نوری (ره)و شیخ مرتضی انصاری و میرزای شیرازی و شیخ طوسی (ره) که جایی خواندم که روی مزارشیخ نوشته شده است : ( وکلبهم باسط زراعیه بالوصید)….

البته به علت شلوغی و ازدحام، زیارت قبورمنورشان میسرنشد ودورادور فاتحه و یس نثار ارواح مقدسشان کردیم.

گویی حضرت میخواهد لطفش را به حدکمال برسانددر آن ازدحام جایی خالی درصفوف نماز میبینم ونماز صبح را به جماعت در حرم میخوانم.

بعد از اقامه نماز برای استراحت وصرف صبحانه به سمت هتل( که تاحرم فاصله چندانی نداشت ) حرکت می کنم . بعد از ساعتی استراحت بادوستان تصمیم میگیریم زیارت دوره را با زیارت وادی السلام آغاز کنیم .

مدح این سرزمین را در روایات زیاد دیده ام . بزرگترین قبرستان جهان با قد مت بیش از هزار سال . قبرستانی وسیع که ابدان بسیاری از بزرگان در آن مدفون گشته است . شهرت آن به علت روایاتی است که این قبرستان را محل رجعت

از پیامبران وامامان و مومنین می دانند. تعدادی

در روایات است که ارواح مومنین در این قبرستان گرد هم می‌آیند و هر مومنی که از دنیا برود ملکی روحش را به اینجا می‌آورد و هر کس که در این قبرستان دفن شود عذاب قبر از او برداشته می‌شود.

حضرت هود وحضرت صالح و ذالکفل و زید بن حسن بن علی ، کمیل بن زیادو مزار سید قاضی ، مقام امام زمان و مقام امام صادق و…

وادی السلام قبرستانی بسیار خوف ا نگیز …. گویی پایان دنیاست …حس نزدیک شدن مرگ را منتقل میکن د .جضرت امیر فرمودند اگر پرده ها ازچشمها کنار روند می بینید که ارواح مومنین دسته دسته در این صحرا نشسته و با هم صحبت میکنند.

به یاد مرحوم ایت الله کشمیری می افتم همسرشان نقل کرده بودند که اقا علاقه زیادی به وادی السلام داشتند . شبهای جمعه را تاصبح در آنجا عبادت می کردند و از آنجا با تعبیر بهشت یاد می کردند . و ایشان سفارش بر خواندن یس برای خفتگان در وادی السلام جهت برآورده شدن حاجت داشتند . ماهم یس خواندیم به نیابت از ایشان و هدیه بر خفتگان آنجا .

.   ردّ غربت مولا را می گیریم و را ه می افتیم و به کوفه میرسیم ….. کوفه دلگیر و غم انگیز…

وارد شهرغریب کوفه میشویم..

بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلی مله رسول الله … اللهم انزلنی منزلا مبارکا وانت خیرالمنزلین …

کوفه …..

شهر خطبه ها و مهربانیهای علی و نامهربانیهای کوفیان…

شهر تنهایی های حسن…

شهر هزاران نامه برای حسین….

شهر غربت مسلم …

شهر خطبه های زینب ……. شهر خاندان اسیرو… شهر صدقه به آل الله ……..

شهر دندان و خیزران و…… شهر باران سنگ از بام و……

شهری در هشت کیلومتری نجف . سی و شش سال بعداز هجرت پیامبر ، حضرت امیر برای خاموش کردن آتش فتنه جمل عزم عراق میکند وماندگار در این سرزمین میشوند وشهر کوفه محل حکومت عدالت گستر مولا میشود. و انشا لله بعد از ظهور حضرت حجت ،پایتخت حکومت جهانی مولا خواهد بود.

ابتدا به خانه مولا و سپس به مسجد کوفه میرویم ، مسجد کوفه یکی از چهار مکانی است که حضرت علی(ع) آنرا از قصرهای بهشتی در دنیا معرفی کرده اند و همچنین فرموده اند اولین جایی که خدا در آن عبادت شده مسجد کوفه است . وامام رضا فرمودند مسجد کوفه خانه حضرت نوح بوده است .وهرکس واردآن شود مشمول دعای حضرت نوح (در سوره نوح )که می فرماید (رب اغفرلی ولوالدی ولمن دخل بیتی مومنا ) می شود . و از عظمت مسجدکوفه همین بس که نمازدر ان کامل است ….

از باب الفیل یا باب الثعبان وارد مسجد میشویم روایت نام این باب وکرامات علی (ع) را را خوانده بودم برای همراهان بازگو میکنم : حضرت امیر (ع) دراین مسجدبرمنبر ایراد خطبه میکردند که ماربزرگی وارد شد وبه سمت مولارفت وصحبت کرد ومولا هم جواب دادندآنگاه مار رفت وحضرت مولابرای مردم که غرق درتعجب بودند توضیح دادند که این مار وصی پیامبر در بین جنیان بود که با این هیبت وارد شدند واختلاف جنیان وناتوان بودن خودرا در حل آن را به من رسانید ومن وعده دادم که شب نزد آنان بروم .ازآن زمان این درب باب الثعبان نام گرفت تا دو سال بعد ازشهادت مولا که نام این باب تغییرکرد به این دلیل که از ایران فیل بزرگی به عراق آوردند وکنار درب بستند وان درب را باب الفیل نامیدند ، تاکرامت مولا را کمرنگ کنند . ولی به برکت مولا همیشه ماجرای ثعبان نیز قید میشود.

مقام ابراهیم – دکه المعراج(مکانی که پیامبر درشب معراج در ان نماز گزاردند)-محل توبه حضرت آدم-مقام امام حسن –مقام حضرت زین العابدین –مقام نوح-محراب شهادت مولا –مقام امام صادق –دکه القضا(محل قضاوتهای مولا)-بیت الطشت (محل قضاوت عجیب وکرامت عظیم حضرت که به برکت مولا ،دختری که زالو وارد شکمش شده بود از اتهام ناروا خلاص شود) مقام های مسجد هستد با اعمال خاص .

سمت شمال مسجد بیت مولا، سمت راست آن محراب مولا و سمت چپ مزار مسلم بن عقیل(ع) است .

اعمال را انجام میدهیم ونماز مغرب عشا رابه جماعت میخوانیم. نگاه میکنم ..فکر میکنم ..اینجا مکانیست که بیشتر انبیا و اولیا عبادت کرده اند … اینجااین مسجد صدای مولا را شنیده است …. صدای سلونی قبل ان تفقدونی مولا را…. اینجا چه عبادتها و مناجاتهایی از علی شنیده شده است ….

بوی عطر ایمان و اخلاصش از محراب به جان مینشیند…. کنار محراب میروم .. محل ضربت … فرق شکافته و فزت ورب الکعبه ی مولا… و ندای جبرییل که در آسمان و زمین میپیچد تهدمت والله ارکان الهدی ..

مولا جان ما را به قطره ای ازدریای بصیرت نابت میهمان کن. به ماتوفیق انس باحکمتها و خطبه هایت عطاکن .

به علت محدود بودن وقت توفیق زیارت مسجد سهله از دست میدهیم .

دل کندن از کوفه برایم سخت است …. از کنارمحرابت میگذرم چشمانم هنوز عزادار فرق شکافته ات … دلم نوای زینب ..زینب .. زینب … راسرمیدهد وچشمم به گنبد مسلم خیره مانده است ….

ما میرویم ولی تکه ای از دل رادر کوفه جا میگذاریم ….ای مسجد کوفه! تودر روز جزا شهادت بده که ما امدیم ونماز گزاردیم و اشک ریختیم…. چاره ای نیست باید رفت …. واز خدا میخواهیم بازهم توفیق زیارت این مکان را با معرفت بیشتر به ما عطاکند.

 

به هتل برمیگردیم ساعتی استراحت میکنیم از پنجره گنبد طلایی را میبینیم بایدکم کم اماده وداع شد ….

امشب کاروان در صحن مولا اقامه روضه میکند به سمت حرم میرویم ازمیزان جمعیت کاسته شده است بسیاری از زوار از امروز راهی کربلا شده اند براحتی وارد صحن میشویم حال عجیب وغریبی دارد این ایوان طلا ….

وچه زیبا گفتند ایوان نجف عجب صفایی دارد….

روبه روی ایوان همسفرانم مداحی میکنند و سینه میزنند و اشک میریزند ودر محضر مولا عزاداری میکنند… برنامه به برکت مولا به خوبی برگزار میشود .

روی سکوی روبه روی ایوان طلا به درددل با مولا مینشینیم.  اینجا نیازی به روضه ندارد… نیازی به خواندن روضه در ودیوار نیست … ناخودآگاه دل به مدینه میرود و یاد غربت مولا و سلام های بیجوا ب…. یاد در سوخته وپهلوی شکسته و….

دل میسوزد و میگوید :از چه دشمن دست و بازوي تو بست / ياد غمهائي كه قلبت را شكست

من بميرم از براي غربتت / پيش چشمت پهلوي زهرا شكست

شب وداع است … دل نا آرام…… حرفی نیست جز سکوت ..جز تسلیم .. جز هق هق واشک و…

روبه حرم اخرین جملات با مولا ، التماس دعا بودو حاجت و کسانیکه التماس دعا داشتند چهره خیلی ها از جلوی چشم میگدشت اسم خیلی ها به زبان می آمد و اخرین جمله ای که به ذهن میرسید این بود که خدایا بحق غربت ومظلومیت مولا ، زیارتش را رزق معنوی همه آرزومندان این حرم قرار بده .

مولا جان اذن همراهی و همسفری با زینبت را میخواهیم اذن حضور در حرم حسینت را می خواهیم … دستمان رابگیر …

اقا جان …مرا عادت به خداحافظی نیست … به امید دیدار می گویم و پا از حرمت بیرون میگذارم ومیدانم که میشنوی صدای شکستن قلبم را و …

اللهم لا تجعله اخر العهد من زیارتی ایاه… خدایا این زیارت را اخرین زیارت من با او قرار نده واگر جان مرا قبل از زیارت دوباره گرفتی در مردن هم گواه همانم که در زندگی گواهم

سفر باید کرد … با جملات حاج آقا تهرانی مانوس شده بودم و تازمان شروع حرکت ، جملات مدام در ذهنم تکرار میشد :

سفری در پیش داریم ،

سفری که تا ابد به سوگمان خواهد نشاند ،

از مولارخصت دیدار گرفته ایم….. اذن حضور……کاروانی گویا انتظارمان رامیکشد…..

انگار نامه ای به دست ماداده اند ؛   به خطی سرخ …..باخاتمی سبز …. با ا ولین جمله اش دنیا برسرمان خراب میشود :

من الغریب   الی الحبیب…..

دل بکنید که عزم خاکی پر بلا داریم……

پیاده روی ساعت هشت صبح از مقابل هتل زین آغاز میشود .

پیاده قصد زیارت ارباب داریم ، همسفر بازینب شده ایم وبه دیدار مولا میرویم ….

کاروان اماده حرکت است . بغض گلویم را میفشارد …قصه سر ونیزه … قصه کودکان غم زده و قصه غصه های زینب … همه از قلبم گذر میکند ….خدایا به قدم های ما قوت بده در راه حسینت قدم برداریم … خدایا به همه کاروان وهمه زوار پیاده ارباب توفیق زیارت با معرفت راعطاکن…

به پاهایم التماس می کنم مرا شرمنده حسین و بچه هایش نکنند……

بار دنیا راباید سبک برداشت از وسایل داخل کوله ام به کودکان درراه وبخشی را به کارگران هتل میدهم تا بار اخرت سنگین تر گردد..

کاروان به چند گروه تقسیم شده است پرچم هایی از قبل توسط بخش فرهنگی قافله تهیه شده است که بین همه زوار توزیع شده ااست .پرچم ها و سربندهای سبز همراهان وجه تمایز قافله با دیگر زوار در مسیر پیاده رویست .

مسیر پیاده روی از حرم امیرالمونین تا حرم حضرت عباس ۱۰۰ کیلومتر است . شنیدم که سالها قبل یکی از عراقیها در ابتکاری جالب چند صدتا از عمودها ی برق را که ازابتدای جاده نجف به کربلا رابرای قرار گذاشتن های مردم یا نشانی محل شماره گذاری کرده بود ، بعدها دولت عراق از این ابتکار استفاده کرد وهمه عمودها را شما ره گذاری کرد ند . فاصله هر عمود تاعمود دیگر ۵۰ متر است وکل مسیر از ابتدای جاده نجف تا دروازه کربلا ۱۴۶۰عمود شماره گذاری شده است و ۱۸۰ عمود نیز در شهر نجف تا ابتدای جاده کربلا.

ارباب عجب سفره وسیعی را پهن کرده است … زائران از همه جا ی جهان گرد این سفره جمع شده اند وهر کس به اندازه دلش توشه بر میدارد… وچه برکتی دارد این سفره ارباب ..

خوشا بحال آنان که برگزیده شدند برای خدمت و غلامی ارباب …

از نجف تا کربلا در کنار جاده هیات هایی قرار گرفته اند که آماده پذیرایی از زوار هستند عراقیها هیات را موکب گویند دراین موکبها از زوار برای صرف غذا پذیرایی میشود صاحبان موکب ها با التماس و خواهش می خواهند که میهمانشان شوی، گویی تمام وکمال ثواب خدمت به حسین و زوار حسین را در ک کرده اند وچه بی ریا خدمت میکنند زن ومرد و پیر و جوان و کودکشان با چه عشقی کمر همت به خدمت مولا بسته اند . اکثر موکبها در کنا ر درب ورودیشان صندلی هایی ، برای استراحت زوار قرارداده اند و با چای وشیر و… از زائران پذیرایی میکنند .

هر چه پیش میرویم به جمعیت افز وده میشود تا چشم کار میکند جمعیتی را میبینی که به عشق امام حسین با پای پیاده عازم کربلا هستند پیر وجوان و کودک و … سالم و مریض ….. ویلچر سوار و عصا بدست و نوزاد بدست و کودک به بغل و….

از خودم خجالت میکشم …. حسین ….حسین …حسین

کافیست لحظاتی را کنارجاده به نظاره ایستاد … تا خیل عاشقان اباعبدالله را مشاهده کنی، گویی برای پرواز از هم سبقت میگیرند! وفقط این جمله است که به زبانم می آید :

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست ….

تا اذان مغرب تا عمود ۳۵۰+۱۸۰ عمود را طی کردیم در مسیر بعداز هر ۱۰۰ عمود دقایقی استراحت می کردیم و دوباره مسیر را ادامه میدادیم . موکبی را برای اقامه نماز و غذا واستراحت شب ، انتخاب کردیم ، خواب به چشما نم نمی آید … این مسیر بدون هیچ بیحرمتی و شلاق و سر و… سیلی و… بدون داغ عزیزی سنگین بود … وای زینب وای زینب …وای…

تو از کدامین جلالستان صبر گرفته ای زینب!!!!!!

نیمه شب برمیخیزیم وپیاده روی را شبانه ادامه میدهیم …. احساس میکنم شب ،درد و غصه بیشتر وبغض سنگینتر میشود

در مسیر نکته جالبی که نظرم را جلب کرد ارادت و عشق عراقیها به رهبر عزیزمان بود وحتی لبنانیها و بحرینیها و..عکس اقا را برکوله هایشان نصب کرده بودند برخی برپشت لباس و چادرشان ..

روز دوم حدودا تاعمود۹۰۰ پیشرفتیم شب را در موکب کویتیها ماندیم موکب مجهزی بود تا پایان شب چندین بار از زائرین پذیرایی کردند در قسمت استراحت بانوان ،خانم مداحی که عربها به آن ملایه میگویند و از زوار بودند زیارت عاشورا خواندند و به عربی مداحی کردند غربت این شبهای زینب کبرا را خواندند وکوچک و بزرگشان سینه زدند در مجلس چند دختر بچه حدودا ده ساله بودند که لباسهای مشکی به تن داشتند و روبه روی مداح سینه زدند واشک میریختند بعد از تمام شدن مراسم ، بچه ها امدند و دستان مداح را میبوسیدند و به عربی میگفتند خدا به شما خیر کثیر بدهد که مارا برای امام حسین گریاندید !!! ومن ، مات ومبهوت که عشق حسین از کودکی به چه زیبایی و چه درستی در روح وجان آنها نشسته است. خوشا بسعادتشان …

پذیرایی شام انجام شد وخانمهایی با طبق هایی پر از میوه وابمیوه و اب و شکلات و چای برای پذیرایی از زوار می آمدند .باخودم فکرمیکنم وقتی اینها از ما اینگونه پذیرایی میکنند میزبان برای ما چه خواهد کرد ؟ او که خود قدیم الاحسان است چگونه از ما پذیرایی خواهد کرد ؟ حاج آقاپناهیان فرمودند : ارباب حواسش به تک تک زائرینش هست وتوجه ویژه به آنان دارد و ناز قدوم خسته آنها را می کشد تا به کربلا برسند .

اری …این خاندان، عجیب …محبت دارند و این ماییم که دچار نسیانیم ،امام زمان می فرمایند :

إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، ولاناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَلَوْلا ذلِكَ لَنَزلَ بِكُمُ اللاَّْواءُ وَاصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ، فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَظاهِرُونا عَلَى انْتِياشِكُمْ مِنْ فِتْنَة قَدْ أَنافَتْ عَلَيْكُمْ.

ما در رسيدگى و سرپرستى شما كوتاهى و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نمى بريم كه اگر جز اين بود، دشواريها و مصيبتها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ريشه كن مى كردند. پس تقواى خدا پيشه كنيد و ما را بر رهايى بخشيدنتان از فتنه اى كه به شما روى آورده يارى دهيد.

بعد ار آن حدیث کسا را خواندند ، تعدادی از عراقیهایی که اهل بصره بودند و وقتی متوجه شدند من ایرانی هستم عکس آقارا خواستند وجالبتر این که برای سلامتی حاج قاسم سلیمانی صلوات میفرستادند ومیگفتند ایران برعلیه داعش است واز ماحمایت میکند . بعد از آن دستگاه ماساژور آوردند وتعارف میکردند و التماس میکردند نمیدانم … در هر جای از پیاده روی التماس آنان برای خدمت به زوار قلبم را میلرزاندو ناخودگاه اشک سرازیر میشد، مخصوصا ان لحظه ای که بعد از استفاده از ماساژور آن دختر نوجوان دست برکف پای زوار می کشید و بچشمش میمالید …. اه ..حسین …. حسین … حسین….

با تمام خستگی ودردپا ،خواب بچشم نمیامد مسیر را در ذهنم مرور میکردم مسیری که روزی زینب و بچه های حسین قدم برآن گذاشته اند قطعا با مسیر های دیگرمتفاوت است و ای وای از این همه مصیبت زینب و ای وای از این غم جانکاه … آسمان برصبر تو استوار ایستاده است …زینب!!

روز سوم را اغاز میکنیم …   قدمها سنگین برداشته میشود ونشانه خستگی و درد پاهاست ،کنارجاده برخی افراد در حال رسیدگی به تاول هایشان هستند عده ای استراحت میکنند با هیات لبنانیها در قسمتهای مختلف از مسیرکه برخوردمیکردیم در حال سینه زدن و مداحی بودند و.. برای نماز ظهر در کنارموکبی میمانیم در داخل موکب خانمی را میبینم که پاهایش را بخاطر تاولهای زیادی که زده است با پوشک کودکش میبندد و بلند میشود، نمیتواند پایش را از دردزمین بگذارد دیدم چنان به پاهایش نهیب میزند ومیگوید تواگر برای حسین قدم بر نداری کجا میخواهی قدم برداری ؟ومحکم به پایش میکوبید که بلند شو به کربلا برویم …..

هرچه نزدیک تر میشویم جمعیت بیشتر میشود نمی دانم …. امام زمان ما هم در همین جمعیت پیاده به کربلا میآید ؟

چشمان گنه کار ما نور دیدار ندارد . خوش بسعادت کسانیکه همگام حضرتش می شوند .

پاهایم خستگی عجیبی دارند شانه ها یم خسته و…ولی شوق دیدار مرا میکشاند وبه یقین میرسم که این پای دل است که پیش میرود و جسم را میکشاند …احساس میکنم کسانی هستند که جسم خسته مرا می برند و این من نیستم که با تن خسته اینچنین گام برمیدارم …

هم دلم هوای رسیدن به حرم مولا دارد و هم هنوز پیاده روی تمام نشده دلتنگ لحظه لحظه مسیر …و حس غریب پیاده روی.

تشنگی و خستگی و درد پا ….از خود خجالت می کشم واینجاست که دل فریاد میزند لایوم کیومک یا ابا عبدالله …

در لاین مقابل عده ی زیادی از زوار در حال برگشت از کربلا هستند حضرت آیت الله سیستانی سه روز قبل از اربعین را جزء زیارت اربعین اعلام کرده اند . جمعیت کثیری از زائرین بعد ازسلام به ارباب برمی گردند..

هوا کم کم سنگین میشود و هرکسی سر در گریبان دارد و… بوی کربلا می آید … نفس ها در سینه محبوس می گردند ..

در طول مسیر کسی گرد وخاک از رخت و لباس نمیزداید گویی همه میدانند خاک راه در مسیر زیارت اباعبدلله برتر از غسل زیارت است . تاکربلا راهی نمانده است ..

به بالای پل میرسیم و چشم به گنبد طلایی منور میشو د …. السلام علیک یا ساقی …. من علیک السلام میخواهم …

ای دیدگان من خون ببارید .. اینجا کربلاست …

قلبم برخاک حریمت سجده می کند ….الحمدالله رب العالمین … اسمان هم گرفته است ….گرفته از تن بی سر حسین …. گرفته از مصیبتهای زینب و لحظه دیدار …زمین و زمان سوگوار حسین ومصیبت زینبند….

نمیدانم آیا زمین تا کنون این همه قدمهای خسته در راه عشق رایکجا به خود دیده است ؟!

“الرحمن علی العرش استوا…… اینجا کربلاست یا عرش خدا….

حسین این خطه را باخود تاعرش اعلا برده است ؟یا عرش به زیر پیکرحسین بال گسترده است ؟”

با دلی پرخون و دیده ای پر اشک به سمت حرم میرویم موج جمعیت، کربلا را فراگرفته است ازدحام بحدیست که عبور ازجمعیت بسیار مشکل است همسر وهمسفران بزرگوارم دیوار دفاعی برای آسیب ندیدنم تشکیل میدهند (تنها خانم در گروه بودم ) وبه سختی ازجمعیت میگذریم . رفتن به حرم دراین ازدحام ممکن نیست به سمت محل اسکان قافله میرویم .

قرار براین بود با برنامه ریزی و هماهنگی که از قبل صورت گرفته بود برای زیارت و عرض سلام و ادب به حرمین برویم بعد ازساعاتی انتظار به علت ازدحام هیات های دیگر موفق به زیارت نشدیم و روبه روی گنبد طلای آرباب میمانیم … مداح کاروان میخواند سیل اشک است که میبارد وهمه با هم میخوانیم اربابم … حسین     اربابم حسین

به محل اسکان بر میگردیم . شب اربعین … کربلا …. حرم ارباب … هرچه می اندیشم خود را قابل نمیدانم این لطف و کرم ارباب است …این محبت امام رئوف است…. این مهربانی حضرت زهرا ست که آرزو ی پابوسی ارباب را بردلم نگذاشتند.اگر نه ما کجا و اینجا کجا!!!!!

تاصبح هروله دلم در بین الحرمین است . ولحظه دیدن حرم …

ا امروز زینب و کاروان بچه های امام به کربلا میرسند ….

بعد از ظهر به بالای پشت بام محل اسکان رفتیم و همه باهم زیارت اربعین خواندیم

گنبد را از بالا میبینیم ومیخوانیم : اشهد انی بکم مومن .. قلبی بقلبکم سلم وامری لامرکم متبع …

به پایین بر میگردیم از بیرون صدا ی مداحی عربی می آید که زبان حال خانم زینب در لحظه رسیدن به کربلا و دیدن جابر و همراهانش را باسوز بیان میکند :

ما در اینجا جان و روان و شاخه ریحون و زیتون گم کرده ایم…

اینجا ماه پر نوری گم کردیم که به نور هدایتش اطرافیان را روشن میکرد….

اینجا بود که در آن روز سخت بین عباس وآب مانع شدند…

اینجا بود که بچه شیرخوار ماراباکینه ذبح کردند ….

اینجاهمانجاست که شمر گلوی اباعبدالله رابرید …خیمه های ماراسوزاندند مال مارابه غنیمت بردند ….

شب دوباره همه کاروان برای رفتن به حرم آماده می شویم آرام آرام با شور مداح به سمت حرم میرویم …

تمام وجود م به لرزه درامد ه است … حال عجیبی ست همه گریان و برسر وسینه زنان …

کاروان از پله ها پایین میرود ….. اینجا بهشت خداست … سلام برحسین …. سلام بر رگ ها ی بریده ….سلام برمحا سن رنگ شده با خون ……سلام برگونه خاکی….. سلام برعلی اکبر … سلام بر ملایکه حافین …سلام بر….

السلام علیک یا اباعبدالله ….

اقا جان ….نمیشود … مرا هم به آرزو برسانی و مجاب کنی ….

پله های روبهروی ضریح مرا بیاد مقبل کاشانی و اشعار محتشم میاندازد .اشعار محتشم با دلم همراه میشود تمام لحظه ها ی خواب مقبل در ذهنم بی اختیار مجسم میشود عزاداری حضرت زهرا و حضرت رسول در حرم و وجود ملائکه برگرد حرم ارباب …

سینه مى زنیم و گرد از غبار دل مى ریزد. اشک مى ریزیم و رودخانه مى شویم، تا قطره قطره به دریاى تو بریزیم.

هر کسی حال خودش را دارد …. با کاروان وارد بین الحرمین میشویم بین الحرمین سعی صفا ومروه را بیادم میآورد وسپس عزم حرمی دیگر میکنیم وارد حرم حضرت ابوالفضل میشویم برآستانش زانوی ادب میزنیم

السلام علیک یا ساقی ااعطاشا .   السلام علیک یا قمرالعشیره ….. السلام علیک یا عباس بن علی

کاروان کشور بحرین قبل از کاروان ماوارد حرم میشوند کاروان یکدست و عظیم ،گویا تمام بحرین برای زیارت آمده اند دسته آنها بسیار ریبا عزاداری کردند کاروان ما هم باقدرت فریاد مرگ برآمریکا سردادند .

عباس باب الورود به محضر حسین است او باب الحوائج است ،بیرق دار سپاه حسین است….

آقا جان! در سكوت ياد تو، چيزى جز دريا نمى‏گذرد. اى ايستاده‏ترين دريا ! مشك خالى‏ات، اشتياق تمام آب‏هاى جهان را برانگيخته است تا قطره‏قطره تو را فرياد كنند.

اقاجان لعنت خدا برکسی که حقت را گرفت و آبرویت را سبک شمرد

لعنت خدا برکسی که مانع شد بین شما وآب .

مزار حضرت در سردابیست که آب، قبر حضرت را در برگرفته است گویی اب شرمسار و خجالت زده است وتا ابد دور سقا میچرخد …..

حرم دارای ۹درب است که اولین آنها که جنوبی ترین است باب القبله است وبقیه بصورت ساعتگرد به نامهای امام حسن ، امام حسین ،صاحب الزمان و… می باشد در طول تاریخ تمامی افرادی که به ساخت حرم امام حسین همت گمارده اند از باب ادب به بازسازی حرم سقا نیز پرداخته اند از جمله نادر شاه افشار و محمد شاه قاجار

صحن چهار رواق دارد که کاشی کاری و طلا کاری شده است .تعدادی از علما از جمله علامه کشمیری وسید محمد زنجانی و علامه سیبوبه و… در حرم مدفون هستند .

وقت رفتن است ….

خدایا این زیارت را زیارت آخرما قرار نده ونصیب ما کن تا زنده هستیم زیارتش را ومارا بااو محشور کن .

از حرم بیرون می اییم کمی جلوتر برمیگردم گنبد را نگاه میکنم پرچم سرخ رنگ ش روضه خوان حرمش است.

با دوستان تصمیم میگیریم صبح به خیمه گاه و تل زینبیه برویم .

اینجا تمام غربت و تنهایی زینب معنا میشود….

اینجا تله زینبیه است…. اوج مصیبت زینب کبرا…..

زینب (ع) برفراز این تل نظاره گر قتله گاه بود ….حسین … حسین …

دلم محزون میشود واشک امان نمیدهد به علت ازدحام جمعیت ازبیرون زیارت میکنیم واین بیشتر قلبم را میفشارد .

اه … وداع باید کرد … انگار قلب چندین تکه شد ه وهر تکه اش درگوشه ای ازاین ،سفر جامانده است .

خدایا بحق قبه حسینت این زیارت را ازما بپذیر وذخیره قبر و اخرت ما قرار بده

ولا جعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم

حسین جانم از روز بازگشت روزشمار اربعین آینده را آغاز کرده ایم و روزها را چون عمودها در مسیر حرمت میشماریم تا به اربعین و حریمت برسیم …..ان شالله……

 

پایان

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.