یک «خاطره شیرین» از کربلایی حامد نقوی

این یک «خاطره شیرین» می باشد

سفر کربلا و پیاده روی اربعین سراسر خاطراتی بیادماندنی در اذهان ثبت می نماید؛ امام آنچه که برایم در نجف اشرف تحت یک خاطره شیرین شکل گرفت برای دوستان روایت می نمایم:

هتل محل اقامت ما در شهر نجف اشرف «فندق الجمیل» با فاصله بسیار کمی از حرم مطهر امیرمومنان علی (ع) قرار داشت. در آن دو شبی که نجف بودیم چندین مرتبه به زیارت مشرف شدم. در شب دوم پس از آنکه برای نماز مغرب و عشا به حرم رفتم؛ هنگام برگشت در اتاق مدیر هتل؛ دو نفر از هم کاروانی ها (آقایان پوراسماعیلی و پایمزد) مشغول صحبت کردن با مدیر هتل بودند که من هم سلام گفته و داخل اتاق شدم و با آنها هم کلام شدم.

از مسائل عراق و ایران صحبت کردیم و آنها نیز نظرات خودشان را می گفتند و صحبت از جنگ تحمیلی نیز پیش آمد که یکی از عراقی های حاضر در آن اتاق گفت: من در آن جنگ حضور داشتم (با خنده) ولی با اکراه آمده بودم. صاحب هتل؛ از علاقه اهالی نجف به ایرانی ها حرف زد و می گفت: کمترین اعزامی برای جنگ از نجف بوده است. مسیر بحث به سمت آیات عظام و محبوبیت حضرت آقا در عراق و نجف و محبوبیت آیت ا… سیستانی در ایران پیش رفت؛ در همین بین مدیر هتل گفت: مطلب جالبی برایتان تعریف کنم:

حدود سی سال پیش حضرت آیت ا… خامنه ای (مدظله العالی) مدتی را که در نجف تشریف داشتند مهمان هتل ما بودند. ما از شنیدن این حرف بسیار خوشحال شدیم. صاحب هتل در ادامه حرفش اضافه کرد که ایشان در اتاق ۳۰۱ اقامت داشتند و من با شنیدن این سخن ایشان بسیار مشعوف شدم؛ چرا که بنده باتفاق آقایان محمد رهنما و محمد پورابراهیم نیا در همان اتاق سکونت داشتیم.

بسیار بحث و صحبتمان با صاحب هتل گُل انداخت و پس از خداحافظی با ایشان به اتاق رفتم و با رفقا مطلب را در میان گذاشتم. خیلی زود این موضوع در میان اعضای مستقر در هتل پیچید و هم قافله ای ها اکثراً برای دیدن اتاق چند دقیقه ای مهمان ما می شدند که خاطره ای دلنشین را در ذهنمان ثبت نمود.

کربلیی حامد نقوی همسفر قافله عاشقی ۱۳۹۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.